تبليغاتX
فرهنگی،سیاسی،اجتماعی،اعتقادی

عقل تو را کفایت کند که راه گمراهی را از رستگاری نشانت دهد.

حکمت ۴۲۱ نهج البلاغه

+ نوشته شده توسط علی اکبر طارمی در شنبه هفتم خرداد 1390 و ساعت 7:52 |
ماه شعبان ماه اعیاد خجسته، ماه دمیدن روح دوباره به کالبد خسته زمان و نوید خوبیها و زیبائیهاست. این اعیاد خجسته را به شما تبریک می گویم.

ماه شعبان فرصت خوبی است برای اندیشیدن. اندیشیدن به مولودی که خالق عاشوراست، که تا همیشه تاریخ درس آموز است، که چگونه است گذشتن از همه چیز ، از جان و مال و فرزندان در راه دوست و رسیدن به همه چیز.

و مولودی که در آینده تداوم بخش این خط سرخ خواهد بود و...
+ نوشته شده توسط علی اکبر طارمی در چهارشنبه پانزدهم تیر 1390 و ساعت 8:11 |
گفتیم که هر چیزی منهای فرهنگ یعنی سقوط و قهقراء. پس چه باید کرد؟

به نظر می رسد لازم است تلاش مضاعفی داشته باشیم که هم از قافله پیشرفت و حرکت رو به جلو عقب نمانیم و هم در زمینه فرهنگ کار کنیم. بهترین راه و زمینه برای رسیدن به موفقیت که همانا حرکت رو به جلو همراه با رضایت است، آموزش است. اینکه بدانیم هر علم و دانشی و هر کار و فعلی ، نیازمند آموزش همجانبه است که مهمترین رکن آن فرهنگ است. ما اگر یاد بگیریم که از امکانات موجود پیرامون مان اعم از اقتصادی، سیاسی، ورزشی و... چگونه بهره برداری نمائیم، آن وقت مسیر را پیدا کرده ایم و این یعنی سعادت و خوش بختی.

اگر ما فرهنگ صحیح کسب و هزینه ثروت را بدانیم _ بدین معنی که در بدست آوردن آن به حقوق دیگران تجاوز نکنیم و در هزینه کردن آن هم ظلمی را به کسی روا نداریم_ آن وقت ثروت هم خوب است و هم لذت بخش.

اگر ما فرهنگ صحیح علم را بدانیم _ اینکه مهمترین بحث در علوم ، آموختن اموری است که بتوان بواسطه آن مشکلی از مشکلات را مرتفع نمود و موجب تسهیل در امور شد بدون اینکه حقی از کسی تضییع شود_ آن وقت آن علم هم خوبست و هم لذت بخش.

بنابراین بیائیم با یاد گرفتن، فرهنگ در امور مختلف و اشاعه آن در جامعه، آرامش ، امنیت و لذت و تعالی را برای خود و جامعه به ارمغان آوریم. والسلام

+ نوشته شده توسط علی اکبر طارمی در چهارشنبه پانزدهم تیر 1390 و ساعت 8:10 |
همانا زندگی چیزی جز عقیده و جهاد نیست.       امام حسین علیه السلام

+ نوشته شده توسط علی اکبر طارمی در چهارشنبه پانزدهم تیر 1390 و ساعت 8:5 |
به نظر می رسد این مقطع و زمان را در سه چهار قرن اخیر باید در مدرنیته دید. مدرن شدنی که توجه اش به مادیگرائی است، و حرف اول و آخر را در آن مادیات می زند. چه در روابط اجتماعی، چه در علم آموزی و چه در کسب ثروت و فعالیت اقتصادی و چه در سیاست و حتی این وضعیت  در زندگی خصوصی و روابط خانوادگی نیز قابل مشاهده است. معیار سنجش میزان منفعت مادی است که باید بدست آید. نمی خواهم بگویم مادیات یا منفعت مهم نیست، ولی واقعیت آنست که همه چیز هم نیست.

امروزه بر مبنای اینکه منفعت اصل است و آن هم از نوع فردی، دیدگاهی خواسته یا ناخواسته در جوامع انسانی حاکم شده است که افراد را مجاز می داند برای رسیدن به اهدافشان از هر وسیله ای استفاده نمایند که معروف است به دیدگاه ماکیاولی. البته ماکیاولی مبدع و مخترع این روش و خصلت نیست، بلکه به نوعی مدون و مکتوب کننده آنست که شاید در جای دیگر در مورد آن بیشتر صحبت نمایم.

اگر قرار باشد من منفعتی را بدست آورم، حال این منفعت در سیاست باشد یا علم یا در اقتصاد یا هر چیز دیگر و برایم وسیله و راه رسیدن به آن منفعت مهم نباشد، این جاست که نکته ای مورد غفلت واقع شده است و آن فرهنگ است. فرهنگ کسب و هزینه ثروت ، فرهنگ فعالیت سیاسی، فرهنگ کسب علم و عرضه آن و... . پایان بخش دوم.
+ نوشته شده توسط علی اکبر طارمی در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 و ساعت 8:20 |
فضائی بین پندار و عمل وجود دارد که با پشتکار پیموده می شود.          جبران خلیل جبران
+ نوشته شده توسط علی اکبر طارمی در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390 و ساعت 8:15 |

حتما هم نسلی های من یادشان هست که یکی از موضوعات همیشگی و پای ثابت کلاس انشاء در دهه ۶۰ موضوع علم بهتر است یا ثروت؟ بود. و هر کسی به اقتضاء نگاه و وضعیت زندگی خود وخانواده اش به نوشتن مبادرت می ورزید. عده ای علم را و عده ای دیگر ثروت را بهتر می دانستند. براستی کدام بهتر است علم یا ثروت یا هر دو ؟ آیا می شودبا علم به ثروت رسید؟ آیا می شود با ثروت به علم رسید؟ و آیا داشتن یکی لازمه نفی دیگری است ؟ حقیقت چیست؟

حقیقت آنست که هر دوی آنها اموری نسبی اند. یعنی هم دارای جنبه خوبی اند و هم بدی. نکته مهم و اساسی که معمولا مورد غفلت واقع می شود فرهنگ بهره برداری است که می تواند خوب باشد یا بد. علم می تواند خوب باشد یا بد و همینطور ثروت. علم خوب است به شرطی که فرهنگ صحیح دست یافتن و بکارگیری آن را بدانیم و ثروت خوب است در صورتیکه فرهنگ صحیح کسب و هزینه را بدانیم.

واقعیت آنست که در یک جایی از تاریخ و زمان علم و ثروت مسیر خود را طی نمودند و گسترش یافتند،اما فرهنگ جا ماند و آنطور که لازم بود و باید گسترش نیافت. از زمانی که منفعت طلبی جمعی و خرد جمعی جای خود را به منفعت طلبی فردی و خرد فردی داد و سمت و سوی حرکت رو به جلو شد فردیت.

البته در طول تاریخ همیشه این بحث وجود داشته است و چیزی نیست که یکدفعه ایجاد شده باشد ، بلکه در طول زمان در فراز و فرود بوده است. اما معتقدم از مقطعی در فرازی قرار گرفت که فرودی نداشت. لازم می دانم یک نکته را متذکر شوم که این مطلب به معنای مطلق نگری نیست بلکه نگاه نسبی است با رویکرد حداکثری. پایان بخش اول

+ نوشته شده توسط علی اکبر طارمی در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390 و ساعت 10:3 |
کسی را که چهار چیز دادند، از چهار چیز محروم نباشد: با دعا از اجابت کردن، با توبه از پذیرفته شدن، با استغفار از آمرزش گناه، با شکرگزاری از فزونی نعمت ها.      حکمت 135 ، نهج البلاغه.
+ نوشته شده توسط علی اکبر طارمی در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390 و ساعت 9:27 |
هفته ای که در آن قرارداریم، به یمن میلاد مبارک یگانه دخت نبی مکرم اسلام (ص)، حضرت فاطمه زهرا (س) به هفته بزرگداشت مقام زن و روز مادر نامگذاری شده است. و هیچ کلامی در رسای این گوهران ناب هستی نمی توان گفت ، مگر اینکه ارمغان و پاداشی همچون بهشت به زیرپای این عزیزان است و چه چیزی بهترین از این و الگوی بی همتایی چون فاطمه (س) ـ بهانه خلقت و سرور زنان عالمیان ـ .

امید آن دارم بتوانیم قدر دادن مادران و همسران که محبت خود را خالصانه و بی چشم داشت عرضه   می دارند باشیم.

مادرم ای گوهر ناب و ای وجود سرشار از محبت روزت مبارک.

همسرم ای همراهِ همدل و ای سرشار از عشق و احساس روزت مبارک.

+ نوشته شده توسط علی اکبر طارمی در شنبه هفتم خرداد 1390 و ساعت 8:43 |

به نام آنکه جان را فکرت آموخت

دوستان عزیز ، مخاطبان گرامی سلام؛

خوشحال هستم که فرصتی یافتم تا از طریق فضای مجازی با شما صحبت کنم و تبادل آگاهی نمایم. بهانه این ارتباط دغدغه هایی بود که در زمینه های مختلف مرا به خود مشغول ساخته اند و در کلاسهای درس با آنها به وفور مواجه می شویم. بنده دانشگاهی هستم و تدریس می نمایم و به دلیل ارتباطی که سعی کرده ام با دانشجویانم برقرار نمایم ، مباحث و مسائل مختلفی مطرح می گرددو یا به ضرورت و اقتضاء کلاس خودم آنرا مطرح می نمایم. حال این فضای گسترده مجازی و مخاطبان گسترده آن فرصتی را به دست داده تا این مبحث و مطالب با شما نیز در میان گذاشته شود و از نظرات خوب شما نیز بویژه در موضع انتقادی بهره مند شوم.تا چه پیش آید و چه در نظر افتد.

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر         یادگاری که در این گنبد دوار بماند. 

بزودی با مطالبی خدمت خواهم رسید. یا حق

+ نوشته شده توسط علی اکبر طارمی در شنبه هفتم خرداد 1390 و ساعت 8:24 |


Powered By
BLOGFA.COM